اگر عمه ات را میداری تو دوست

مکن خون مرا در شیشه ای دوست


اگر هم عمه ات را دوست نداری

چطور است ز خاله ات مایه بذاری؟


مرا با فک و فامیلت چکار است؟

مگر در ماتحت تو کرمی چیزی هست؟


القصه ، مرا هی نکن اذیت

وگرنه راضی نیسدم اصلن ازت


اگر هم هی به من کرمک بریزی

یه کاری کنمت ، کرک و پر بریزی


نریز کرم و نکن باز این دهانم

و گرنه نفرینت کنم بری جهنم


به شلوارت قسم ،که من تو را دوست دارم

اصن بدون تو ، به جون تو ، کاری ندارم


اگر دعوا کنم تو را کمی من

بذار پای عصاب گُهی من


اصن بابا تو خوبی ولمون کن

یه فکری به حال شام امشبمون کن


به جون تو دو روزه هیچّی نخوردم

بیا بابا ، قَر نکن ، اصن  گُ خوردم


به گُ خوردن انداختی ما را آخر ای دوست

عجب شیطون بلا و ناقلایی هسدی ای دوست