دیالوگ های خرکی 20


- اون روسری سمت راستیه چطوره؟ قشنگه؟

+ نه به نظرم اون که تو ردیف سومه از سمت راست آخری ، قشنگتره

- وااا .. اون که خیلی بیریخته که

+ میدونم

- پس چرا میگی اون؟

+ برا اینکه بپوشی .. زشت بشی ، خیلی تو چش نباشی .. چشت نزنن!

مکالمات خرکی!


ربه کا: ردیییییی ، این جکو نیگاش کن ، هی منو نیشگون میگیره!

ردی: هی جک ، مرض داری مگه؟ اذیتش نکن.

جک: صُبت نباشه ، به تو چه اصن؟

ردی: عه .. ربه کا ببین به من چی میگه؟

ربه کا: راس میگه دیگه ، تو اصن واس چی تو مسائل زناشویی ما دخالت میکنی؟

ردی: دِ .. :|

ديالوگ هاي خرکي


- ميدي؟!

+ چي؟!

- "شماره"؟!

+ نه! چيز ديگه نمي خواي؟!

- "بوس"؟!

+ نه! ولي "رأي" و "تغيير" و "پاسخ" و ... اينا هس، اينارو ميدم!

طرف مقابل به آن يکي طرف مقابل بيلاخ نشان ميدهد و صحنه را ترک مي کند!

+ "پس" هم مي دما!

دیالوگ های خرکی!


- می کشی؟!

+ چی؟!

- "درد"!

+ نه! چیز دیگه نداری؟!

- "رنج" هم هس!

+ تو مایه های "کوکائین" و "شیشه" و اینا چیزی نداری؟!

- نه! ولی "فریاد" هم هستا... "نقاشیُ" و ...

+ (طرفِ مقابل در حالی که انگشت وسطش را به اون یکی طرف مقابل نشان می دهد، صحنه را ترک می کند!)

- (اون یکی طرف مقابل آه می کشد!) راستی "آه" هم بودا!

دیالوگ های خرکی!


+ هی جک ، خبر داری امسال تو اون سرزمینی که شبیه گربس انتخاباته؟

- هان؟..آره یه چیزایی شنیدم ، ولی این چیزا به ما ربطی نداره ، سرت به کارت باشه

تا غروب باید این بشکه هارو بار کامیون کنیما!

+ جک تو فک میکنی رنگ انتخاباتی امسالشون چه رنگیه؟

- ها؟

+ چار سال پیش که سبز بود ، نمیدونم امسال میخوان چه رنگی بذارن! ولی جک خدا کنه صورتی با

گلای آبی بذارن ، من خیلی دوس دارم جک ، آره صورتی با گلای آبی ، چه شود!

- ردی اگه همین الان خفه خون نگیری و اون تن لشتو تکون ندی تا این بشکه ها رو هرچی زودتر

بار بزنیم ،خودم میام یه کاری باهات میکنم که فردا با دامن صورتی و گلای آبی بیای کارخونه! فمیدی؟

+ چیش جک! تو واقعا" چیزی از احساسات سرت نمیشه! بیچاره ربکا از دست تو چی میکشه! اومدم بابا!

از سری مکالمات ردی و همسرش!


+ اصلن میدونی من بدون تو دیروز تا حالا چی کشیدم؟

- نه..چی کشیدی؟

+ طِی عزیزم طِی..دیروز تا حالا بدون تو کل پله هارو تنهایی طی کشیدم!

- کصـــــافـــــــط

+ خخخخخ!

دیالوگ های خرکی!


+ مامانی مامانی؟

- جان مامانی؟

+ مامانی خدا شیرا زنارو آفرید؟

- خوب مامانی بخاطر اینکه تو وقتی بزرگ شدی از یکیشون خوشت بیاد و باهاش ازدواج کنی و خوشبخت بشی!

+ خخخخخ..خوب پس بقیشونو برا چی آفرید؟

دیالوگ های خرکی!


+ بابایی بابایی؟

- جان بابایی؟

+ بابایی خدا چرا زنارو آفرید؟

- وا بابایی این چه سوالیه؟..خوب اگه خدا مثلن مامانتو نمی آفرید که تو دنیا نمیومدی خوشکلم!

+ خخخخخ..باباییِ شیطون مگه نگفته بودی که تو و مامان دعا کردین من به دنیا اومدم هان؟..

خوب ، حالا که گولت زدم و فهمیدم اوضاع از چه قراره حالا مفصل برام توضی بده که من شیجوری به دنیا اومدم؟

- پاشو برو بگیر بکپ بچه ی پررو..خانوم خسته نباشی با این بچه تربیت کردنت :|

دیالوگ های خرکی!


- زهرمار

+ تو جونت

- تو درد استخونت

+ تو رونت

- تو ...

لا اله الا الله..ببین دعوا رو به کجاها که نمیکشونیا..!


* دسته بندی جدید!

* دنبال نویسنده ی پایه ی باحال میگردم برای اینجا

که بتونه تو همین فضا و جو بنویسه..هرکی فک میکنه

میتونه ، کامنت بده بررسی میکنم..البته قول نمیدما میگم

بررسی میکنم..!

در توانت هست؟!


- اگه همین الان بگن میتونی بمیری حاضری بمیری؟

+ نه..معلومه که نه..هنوز کلی آرزو دارم!

- حالا مثلن چه آرزویی داری تو؟

+ خوب..هنوز کلی اسپرم بالقوه دارم که بالفعل نشدن!

- خاک بر سرت کنم..تو به غیر از اینا به چیز دیگه ای هم میتونی فکر کنی؟

+ :|

بکش پایین تا شاد شیم!


+ چرا تو ایران هرچی میکشه بالا دیگه پایین نمیکشه؟

- عزیزم این یه اصل استراتژیکه..تو خودتم اگه بکشی بالا دیگه حال داری بکشی پایین؟


از زیر ما تحت تا جدول مندلیف!


+ عجب هوای عالیه ایه..مگه نه مندل؟

- آره فوق العاده است

+ راستی با عنصر چهلم جدولت چیکار کردی؟شنیدم معتقدی طبق آزمایش هات یه عنصری وجود داره

ولی هنوز کشف نشده و جاش رو هم مشخص کردی؟..تو واقعا" دیوونه ای مندل

- من اصلا" توقع ندارم تو ارزش کارای منو بدونی

+ آره..آره مندل..تو راس میگی..من حوصله ی جر و بحث با تورو ندارم

- عه..نگاه کن هی..تو روی همون عنصری که من پیش بینی وجودشو کردم نشستی

+ چی؟

- آره..تو کشفش کردی..ازت ممنونم..برای قدردانی از تو اسمشو زیر ک.و.نیوم میذارم

آره..هورااا..زیر ک.و.نیوم..آره..همینه..!


- : مندلیف                        + : یک انسان خوش شانس


عقل در حد جلبک!


- هی ردی اون دختررو نگا..چقد خوب فوتبال بازی میکنه

+ آره..پیشیه

- چی؟ینی چی؟منظورت اینه که ملوسه؟

+ نه بابا جلبک..میگم پیشیه..پیش دانشگاهیه


چقدم پررو هسن!ایش!


بعد نیس من کوچولوئم

دخدره ی پررو از بغلم رد شد گفت:

" کمرشو..چه کلاسی میری کوچولو؟ بگو ما هم بریم "

بعد منم از بس ماخوذ به حیا هسم هول شدم گفتم

"مرسی .. لطف دارین..شما هم کمر باریکی دارین..!"


بفرما کمر!


امروز رفده بودیم نمایشگاه صنایع دستی

یه دخدره با یه مانتوی تنگو کمر باریک..اصن دست میزدی مشکست..

اومد از جولومون رد شد

رفیق ما هم که اساسا" آدم بی جنبه ایست گفت:

"خانوم..کمر بدم خدمتتون؟"


تراژدی عصفبار آداموسی که بی ناموس شد!


- نوستر چرا؟..آخه چرا اینکارو کردی؟

+ هی ردی منو بازخواست نکن

- خیلی خوب خیلی خوب..ولی این بدترین کاری بود که میتونستی بکنی

نکنه واقعا" فکر کردی تو خدایی؟

+ هی ردی داری گنده تر از دهنت حرف میزنی بچه

- باشه باشه..هر جور راحتی...فقط یه سوال..بعدش خفه خون میگیرم

+ بنال

- نوستر چرا واقعا" چرا اینکارو کردی؟

+ ببین بچه..من از توضیح دادن بیزارم..ولی اینو تو گوشت فرو کن:

" همیشه باید حرفای گنده گنده بزنی تا بقیه بهت به دید یه آدم گنده نگاه کنن"

مردم همیشه دنبال شنیدن چیزای غیر عادین از دروغای بزرگ خوششون میاد

البته همیشه سعی میکنن به بقیه بفهمونن که گول این دوروغارو نمیخورن و خیلی باهوشن..!

- نوستر..راستی میدونی بعد از این که پیش بینیت غلط از آب در اومد و دنیا تموم نشد

یه عده که توی یه سرزمینی که شبیه گربس زندگی میکنن دربارت چی میگن؟

+ همونایی که ساعت 11 اون شب رفته بودن روی پشت بوم و به آسمون نگاه میکردن

تا آرم پپسی رو روی ماه ببینن؟..آره آره یه چیزایی دربارشون شنیدم

- اسمتو گذاشتن " ناصر بی ناموس"..خنده داره..مگه نه نوستر؟

+ ردی خیلی زر میزنی..پاشو برو اون پاکت سیگار منو وردار بیار..!

...

با شرکت:

ردی : رادیکال         نوستر : نوستر آداموس


روی بال فرشتگان!


تو صف نماز جماعت واستاده بودیم

یکی از دوستام داشت حرف میزد

یکی دیگه از دوستام بهش گفت

-هم ببند هم ببند

+چیرو؟

-اول دهنتو بعدم نمازتو

+:|

×:|

*:|

@:|

...


تعارف میکنی؟


-میخوری؟

+چی؟

-گول

+نه قربون دستت

-فدات


گوله ی نمک!


- خانومتون بارداره

+ جدی؟..کجا میبره؟

- :|


من بزغاله ام؟!


-چرا حموم نمیری؟کلت بوی بزغاله میده

+ولمون کن ننه..چرک خشک کن میخورم..!