اینُم واکنش!
واکنش بانو نیکوالله به جیزّ هشدُم (مسافرت بودن ، دیر شد):
*نوشابه باز کنی نیکولایی : میدونی
تو یکی از موندگار ترین اشخاص زندگی منی؟ باور کن جدی میگم. از اونجاییکه
من در آینده هر فعالیت ادبی،هنری،اجتماعی، ورزشی و بی ادبی و غیره انجام
بدم اسمشو میذارم نیکولا و از اونجایی که چند ساله گذاشتن اسم های خارجی
ممنوع شده من هروقت به فعالیتهای زندگی آیندم فکر می کنم اولین اسمی که به
ذهنم می رسه نیکوالله ئه :دی
*توجیه نیکولایی: یکم متفاوت بودن که بد نیست. هست ؟ نکنه شما از طرفدارای مکتب کلاسیسم هستید برادر؟ مثلا خوبه اینجوری بنویسم ؟ " آنگاه که قامت چون سرو یار در تلالو بی مانند آفتاب درخشیدن گرفت گیسو از سر گشوده و خود را همی اندر آغوش رعنای او انداخته و بوسه از لبان چون شهد شیرین کام وی بربودم!" خوبه؟ دوس داری؟؟؟
*حکم نیکولایی: من اگر زامبی هم باشم هیچ وقت هیچ مامور گشت ارشادی رو گاز نخواهم گرفت. حتی اون خش هیکلای لامصب ورزشکارشونو! می دونم ربطی به حرف تو نداشت فقط یه لحظه تصور کردم بخوام یکی از اونا رو گاز بگیرم.یه حس ناجوری بهم دست داد...
* آیه نیکولایی: اگر شما جیز کننده اید ما از شما جیز کننده تریم. و نفرین خداوند بر شک کنندگان!
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:21 توسط رادیکال